پارسا نوشت

گاه نوشته های من در پرشین بلاگ

...!

 دخترک هميشه ميگفت: من براي نجابت وفا و زيباييت عاشق تو شدم.
 پسرک براي روز تولدش سه حيوان خانگي به او هديه داد...
اسب سگ و يک پرنده زيبا!
تا دخترک خواست دليل اينکار را بپرسد... پسرک رفته بود. براي هميشه...

(کپی رایت رضا) 

  
نویسنده : پارسا فاتحی ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۳۱ شهریور ۱۳۸٥
تگ ها :


چگونه معروف بشويم ؟؟؟

آقا من یه سوالی داشتم این روزنامه ی شرق به خاطره خره توقیف شد یا هاله ی نور؟

حالا اون اسب که سفید مفید بود کی بوده....!

 

میخوام یه سوژه پیدا کنم یه کاریکاتور بکشم تا حسابی معروف شم

  
نویسنده : پارسا فاتحی ; ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸٥
تگ ها :


عجيبا قريبا

۱- واقعا عجب روزگاریه هیچوقت وقف مرادت نیست همیشه چند تا مشکل نمیذارن راحت باشی

۲- یکی از این مشکل های من با درس هستش همون چیزی که تا حالا نخوندمش،‌ حالا ضد حال های دیگران به کنار وقت تلف کردنش زور داره

۳- خلاصه که امسال تابستون خوبی رو داشتم فعالیتم زیاد بود و البته تجربه ها هم بسیار...!

۴- دیشب رنک سایتم ۷ از ۱۰ شد البته خواب بود چه خوابه قشنگی هم بود این روزا همش خوابای کامپیوتری میبینم گوگل٬ یاهو٬ لایو٬ الکسا. آخرش دیوونه میشم

۵- دهیو! ۱۲۰ هزارمین سایت جهان اینو داشته باشین جهت اطلاعات عمومی

۶- دارم .نت شروع میکنم یاد بگیرم البته اگر خدا بخواد.

۷- یک فتو بلاگ ساختم اینم ببینید باحاله http://www.photoblog.com/user/parsa

۸- دیگـــه نـــدارم

  
نویسنده : پارسا فاتحی ; ساعت ۱:٢٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٥
تگ ها :


 

به قول يکی :

 

اونقدر شکست ميخورم تا شکست دادنو ياد بگيرم يا بهترش اينکه پيروز شم

  
نویسنده : پارسا فاتحی ; ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۳ شهریور ۱۳۸٥
تگ ها :